الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

475

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

« و سيهلك فى صنفان . . . » وى مىگويد : از جمله كسانى كه پيش از شريف رضى و پس از او اين سخن را نقل كرده‌اند ابو عثمان جاحظ در « الحيوان » 1 ابو عثمان جاحظ - الحيوان - 22 ، 90 22 ، 90 ، « و بيهقى » در « المحاسن » و « المساوى » 1 بيهقى - المحاسن و المساوى - ص 41 ص 41 ، « صدوق » در « امالى » 1 صدوق - امالى - ، « آمدى » در « غرر الحكم » 1 آمدى - غرر الحكم - ص 329 ص 329 ، و « كراجكى » در « معدن الجواهر » 1 كراجكى - معدن الجواهر - ص 226 ص 226 آن را نقل كرده‌اند . ( مصادر نهج البلاغه و اسانيده 2 - مصادر نهج البلاغه و اسانيده - جلد 4 ص 108 جلد 4 ص 108 ) ( 253 . ) در اين جا به چند نكته بايد توجه كرد : 1 - ابن ابى الحديد مىگويد : اين سخن را امام صلى اللّه عليه و آله و سلّم در بصره فرموده است . ( جلد 8 ص 241 ) اين سخن قسمتى از خطبه‌اى طولانى بوده كه امام در « بصره » پس از واقعه « جمل » ايراد فرموده است كه قسمتى ديگر از آن در خطبه 101 و قسمتى در خطبه 102 گذشت و « ابن ميثم بحرانى » قسمتهايى از اين خطبه طولانى را در شرح خود جلد 3 ص 15 و 138 آورده است . ( مصادر نهج البلاغه و اسانيده ج 2 ص 288 ) 2 - منظور از « احنف » كه در آغاز اين سخن آمده ، « احنف بن قيس » است كه از بزرگان بصره بوده و در حلم و حوصله ضرب المثل است ، وى عصر پيامبر را درك كرده اما آن حضرت را نديده است ، و اين همان كسى است كه در باره‌اش فرمود : « اللهم اغفر للاحنف » احنف همواره مىگفت : هيچكدام ، از اعمالم اميدوار كننده‌تر از اين دعاى پيامبر ( ص ) برايم نيست و اين دعا را رسول خدا ( ص ) به اين خاطر بر او كرد كه وقتى مبلغ پيامبر ( ص ) به بصره رفت و مردم را به اسلام دعوت كرد ، پرسيد :